سفارش تبلیغ
صبا
پیش رویم بگشا پنجره ی تا از آن پنجره پرواز کنم روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم
تاریخ : چهارشنبه 93/10/3 | 10:21 عصر | نویسنده : وستا

 

این روزها به بدشانس بودنم دارم ایمان میارم

 یه نفر چقدر میتونه بدشانس باشه آخه ؟!

بدشانسی پشت بدشانسی

دیگه حتی شمارششم از دستم در رفته !

تنها اتفاق تقریبا خوبی که رخ داده اینه که کمی به کارم بیشتر اهمیت میدم

از ولخرجیام کم کردم

دنبال پس اندازم

ولی تو این کار هم دارم زیاده روی میکنم

تو یک ماه گذشته یه روز هم استراحت نداشتم

خیلی خسته ام

شب ها که میخوابم

از زور خستگی میگم شاید خواب آخرم باشه

ولی راستش ته دلم دوست دارم که اینگونه بشه

خیلی خیلی خسته ام

 

 




دریافت کد قفل وبلاگ